بنام خدا
سلام
تمامی اشعار ی که تا کنون درج گردیده و همچنین شکار لحظه
در تصویر فوق از آثار نویسنده این وبلاگ میباشد
وقتی کسی برای تو میمیرد
آنقدر مرد باش که بتوانی
یک شاخه گل برای مزارش بیاوری.....
تا بعد
یا علی مدد
سلام
تمامی اشعار ی که تا کنون درج گردیده و همچنین شکار لحظه
در تصویر فوق از آثار نویسنده این وبلاگ میباشد
وقتی کسی برای تو میمیرد
آنقدر مرد باش که بتوانی
یک شاخه گل برای مزارش بیاوری.....
تا بعد
یا علی مدد
با اینکه عشق در نظرم آسمان نبود
در حیرتم که صحبتم از آب و نان نبود
هر شب کنار پنجره پائیز بود و من
حرفی ولی درون دلم از خزان نبود
دل را به روی هر کس و ناکس گشوده ام
هیچش عزیز تر ز تو کس میهمان نبود
صندوق عشق راز مگو داشت در ضمیر
اما در او برای شکفتن توان نبود
پرورده گشت در دلم از عشق شعله ای
این شعله آنچه را که دلم خواست آن نبود
قرن طلا و عشق! عجب ناشیانه بود
جائی که ما زدیم ، بجز کاهدان نبود
در بند هجر مرغ دلم گیر کرد و مرد
زیرا همای را که قفس آشیان نبود
تا انتها ورق زدم از تو کتاب چشم
یک حرف از وفا به نگاهت نشان نبود
یا علی مدد
بنام خدا
سلام
با شعری از دفتر (دیروز امروز فردا ) ورودبه عرصه وبلاگ نویسی و دنیای مجازی را آغاز میکنم
همیشه منتظر راهنمائی دوستان عزیز خواهم بود
(( دیروز امروز فردا ))
دیروز فریاد بود
در خالی اطاق
و پنجره می لرزید
می خواست احساس را برماند
باید سوار صاعقه شد
و گریخت
و دفتر بی نهایت را امضاء نمود
در جستجوی خوشبختی
*****************
امروز
چه زود برخاستم از خواب
تا وام بگیرم اسب خوشبختی را
و یال بلندش را ببافم با مروارید عشق
آه
چه چموش است اسب خوشبختی
کمند فولاد را پاره می کند
*******************
فردا
اگر باشد
نظاره خواهم کرد
دستان خوشبختی را
که پالان می دوزند
و ایثار می کنند
گندم را بر خاک
شاید برای ما
واژه ای بیش نباشد
خوشبختی ![]()
![]()
تا بعد یا علی مدد