بنام خدا
سلام
با شعری از دفتر (دیروز امروز فردا ) ورودبه عرصه وبلاگ نویسی و دنیای مجازی را آغاز میکنم
همیشه منتظر راهنمائی دوستان عزیز خواهم بود
(( دیروز امروز فردا ))
دیروز فریاد بود
در خالی اطاق
و پنجره می لرزید
می خواست احساس را برماند
باید سوار صاعقه شد
و گریخت
و دفتر بی نهایت را امضاء نمود
در جستجوی خوشبختی
*****************
امروز
چه زود برخاستم از خواب
تا وام بگیرم اسب خوشبختی را
و یال بلندش را ببافم با مروارید عشق
آه
چه چموش است اسب خوشبختی
کمند فولاد را پاره می کند
*******************
فردا
اگر باشد
نظاره خواهم کرد
دستان خوشبختی را
که پالان می دوزند
و ایثار می کنند
گندم را بر خاک
شاید برای ما
واژه ای بیش نباشد
خوشبختی ![]()
![]()
تا بعد یا علی مدد
