دوستان بزرگوارو ارجمندم
سلام
( گل خیال )
چو اشک از سر مژگان چکیدنی شده ام
بیا بهانۀ شعرم که دیدنی شده ام
دلم زدست تو فریاد میزند همه شب
حدیث نغمه تارم ، شنیدنی شده ام
خیال عشق تو بخشیده بال پروازم
پرنده ام، به هوایت پریدنی شده ام
تو یک نظر به من انداختی در این بازار
بسان یوسف کنعان خریدنی شده ام
رسیده میوۀ عمرم به شاخسار زمان
نگاه کن که در این فصل چیدنی شده ام
شراب کهنه شدم در خم صبوری خویش
علاج رنج خمارم ، چشیدنی شده ام
گل خیال تو در باغ خا طرم روئید
بجز تو از همه گلها ، بریدنی شده ام
برای کلک هنر آفرین نقاشان
به سر چو عشق تو دارم ، کشیدنی شده ام
سلامت و دلشاد باشید
یا علی مدد![]()
![]()

