بنام خدا
سلام دوستان عزیز و مهربانم
( خط پایان )
بی تو هر شب در خودم زندانی ام
در ستیزم با دل طوفانی ام
گاه از اندوه خود مانند ابر
می چکم ، انگار که بارانی ام
خویش را پیدا کنم اما چه زود
باز می گردم به سر گردانی ام
سر نهادم زیر تیغ انتظار
نذری عشقم اگر قربانی ام
گاه می خوانی مرا تا مرز عشق
بی سبب گاهی چرا می رانی ام
شهر عشقم، گر فراموشم کنی
بی تو هم آغوش با ویرانی ام
بس کن اینجا خط پایان من است
از چه رو آنسوی تر می خوانی ام
رشتۀ جانم به عهدم بسته است
از کویرم، عاشقم ، ایرانی ام
یا علی مدد![]()
![]()
+ نویسنده(محمد حسین ولائی) در جمعه 19 خرداد1385 و ساعت
16:53 |
