بنام خدا
سلام عزیزان ارجمند
( تصویر خیال )
حیفم آمد که گل روی تو را بو نکنم
قبله ام باشی و روی خود از آن سو نکنم
نیمه شب باشد و تصویر خیال تو به پیش
بند بر پای دل از آن خم گیسو نکنم
شمع پایان شبم تا که هنوزم رمقی است
ننگم آید که فرو میرم و سوسو نکنم
اشتیاقی که تو انداخته ای در دل من
سببی گشته که غیر از تو به کس رو نکنم
سهم ما لقمه عشقی است به اندازۀ دل
رزق مقسوم رقم خورده ، تکاپو نکنم
من درویش تو را در دل خود پروردم
که به هر کوچه به دنبال تو یاهو نکنم
روشنی بخش رهم باش که در ظلمت قرن
راه گم کرده ، پی خویش ، هیاهو نکنم
تا درود و بدرودی دیگر
یا علی مدد![]()
+ نویسنده(محمد حسین ولائی) در جمعه 26 خرداد1385 و ساعت
12:31 |

