دوستان خوب و همراهم
سلام
(( شوریده حال ))
در سینه ام برای تو خوابی نوشته ام
لالایی از حکایت نابی نوشته ام
با این خیال تشنه که دارم در عشق تو
یک رودخانه را به سرابی نوشته ام
در سرزمین قهر تو ای کدخدای عشق
دیوانه وار مُلک خرابی نوشته ام
پرواز را به خاطر همراهی خیال
تا قله ها به بال عقابی نوشته ام
تا پر شود زمان فراغت ز حرف دل
بی صبر گشته حرف حسابی نوشته ام
از ناوک خیال تو تا انتهای دل
در آسمان عشق ، خط شهابی نوشته ام
بر کوزۀ دلت که پر انگور خاطره ست
تا مست ِ مست ، شعر شرابی نوشته ام
حرف فراق را که شود بلکه ناپدید
بر شیشۀ قشنگ حبابی نوشته ام
آنگاه یک کلام که امّید وصل توست
بر سینۀ سپید کتابی نوشته ام
دیدارتان برایم مغتنم است
یا علی مدد

